تبلیغات
خداجویان - مقام رضا در آیینه روایات(1)
موضوعات
لینک دوستان
آخرین مطالب
دیگر موارد
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :



:: کرسی‌های آزادفکری:: سایت مرجع جامع کرسی‌های آزادفکری

دانلود کنید

کتابخانه جامع دانستنیهای یک شیعه

حجم 44.26  MB



پایگاه دانشجویان انقلابی
کد لوگو برای قرار دادن در وبلاگ ها
پایگاه دانشجویان انقلابی
مقام رضا در آیینه روایات(1)
نویسنده : امان از روز غفلت...
یکشنبه 26 خرداد 1392

علامه مصباح:

مقام رضا در آیینه روایات

مقدمه

بحث ما در جلسات اخیر درباره مقام رضا بود و تا اندازه‌ای که خدای متعال توفیق داد در این باره عرایضی تقدیم شد. روایات شریفِ فراوانی درباره مقام رضا وارد شده است که هر کدام نورانیتی خاص دارد و ناظر به جهتی ویژه است. ازاین‌رو در این جلسه نمونه‌هایی از این روایات را قرائت می‌کنیم. در این روایات به ما آموزش داده شده که چگونه از خدا راضی باشیم و چگونه خود را برای کسب هر چه بیشتر این فضلیت بزرگ آماده کنیم.

عالم‌ترین مردم به خدا؛ راضی‌ترین مردم به خدا

در کافی شریف از امام صادق علیه‌السلام روایت شده است: «إِنَّ أَعْلَمَ النَّاسِ بِاللَّهِ أَرْضَاهُمْ بِقَضَاءِ اللَّهِ عَزَّوَجَل؛1 به راستی که دانا‌ترین مردم به خدا، راضی‌ترین آن‌ها به قضای خدای عزّوجلّ است.» در این روایت رابطه بین معرفت خدا و راضی بودن به قضای الهی مورد تأکید قرار گرفته است. معمولا متعلق مقوله رضا از سنخ کار است؛ به عبارت دیگر، وقتی از کسی ابراز رضایت می‌کنیم منظور ما اعلان رضایت از کارهای اوست و معمولا رضایت نسبت به خود شخص بیشتر با واژه محبت بیان می‌شود. بدین لحاظ در غالب روایاتِ باب رضا، تعبیر «الرضا بقضاء الله» یا تعبیراتی مانند آن وارد شده است.

اگر کسی برای خدا در عالم نقشی قایل نباشد، تبعاً مسأله رضای از خدا برای او مطرح نیست، و یا کسی که نقش خدا را تنها در محدوده امور غیر اختیاری انسان‌ها بداند، برای چنین كسی نیز دایره رضایت‌مندی از خدا بسیار محدود است. در مقابل، کسانی که همه امور را تحت قضای الهی بدانند، دایره رضایت‌مندی آن‌ها از خدا نیز وسعت می‌یابد. بنابراین کسانی که دایره رضایت‌شان محدود به امور غیراختیاری است، نشان از این است كه معرفت‌شان نسبت به خدای متعال اندک است و اگر معرفت‌شان بیشتر شود و بدانند که هر امری مشمول قضای الهی است و به خدا انتساب دارد، مرتبه رضایتشان هم بالاتر می‌رود. به طور کلی اگر انسان بداند که اولاً: همه کارها به خدا انتساب دارد، ثانیاً: این کارها بر اساس حکمت الهی است، ثالثاً: خدای متعال جز خیر برای مؤمن مقدر نمی‌کند، مرتبه رضایتش هم بسیار شدت پیدا می‌کند. پس مرتبه رضایت انسان از خدا تابع معرفتش به خداست.

 مقدرات خیر؛ حاصل مقام رضا

از امام سجاد سلام‌الله‌علیه نقل شده است: «الصَّبْرُ وَ الرِّضَا عَنِ اللَّهِ رَأْسُ طَاعَةِ اللَّهِ وَ مَنْ صَبَرَ وَ رَضِیَ عَنِ اللَّهِ فِیمَا قَضَى عَلَیْهِ فِیمَا أَحَبَّ أَوْ كَرِهَ لَمْ یَقْضِ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ فِیمَا أَحَبَّ أَوْ كَرِهَ إِلَّا مَا هُوَ خَیْرٌ لَه‏؛2 صبر و رضای از خدا رأس اطاعت خداست و کسی که صبر کند و در آنچه که خدا بر او مقرر کرده است ـ‌خواه خوشایند او باشد و خواه ناخوشایند‌ـ خداوند عزوجل در آنچه دوست دارد، یا ناخوش دارد چیزی جز خیر برای او مقرر نکند

از آن‌جا که «رضا» مقامی عالی‌تر از صبر است و صبر مقدمه آن می‌باشد، در این روایت ابتدا صبر و بعد از آن رضا را مطرح فرموده‌اند. هنگامی که برای انسان مشکلی پیش آید در حقیقت هنگامه امتحان اوست که آیا از خدا راضی است یا راضی نیست. انسان در برخورد با مشکلات و گرفتاری‌ها ابتدا باید از خود صبر نشان دهد و از خدا گله نکند و در مرحله بعد، به این تقدیر الهی راضی باشد. بر اساس این روایت اگر اطاعت از خدا را به منزله یک پیکر تصور کنیم، رأس آن صبر و رضایت از خداست و اگر کسی راضی به ‌قضای الهی باشد، خدای متعال عنایتی خاص به او می‌فرماید و در تقدیرات او چیزی جز خیر برای او مقدر نمی‌فرماید.

 ورود در زمره صدیقین؛ پاداش صابران، شاکران و راضیان

در روایتی دیگر از امام صادق علیه‌السلام نقل شده است: «أَنَّ فِیمَا أَوْحَى اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَى مُوسَى‌بْنِ‌عِمْرَانَ علیه‌السلام یَا مُوسَى‌بْنَ‌عِمْرَانَ مَا خَلَقْتُ خَلْقاً أَحَبَّ إِلَیَّ مِنْ عَبْدِیَ‏ الْمُؤْمِنِ فَإِنِّی إِنَّمَا أَبْتَلِیهِ لِمَا هُوَ خَیْرٌ لَهُ وَ أُعَافِیهِ لِمَا هُوَ خَیْرٌ لَهُ وَ أَزْوِی عَنْهُ مَا هُوَ شَرٌّ لَهُ لِمَا هُوَ خَیْرٌ لَهُ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِمَا یَصْلُحُ عَلَیْهِ عَبْدِی فَلْیَصْبِرْ عَلَى بَلَائِی وَ لْیَشْكُرْ نَعْمَائِی وَ لْیَرْضَ بِقَضَائِی أَكْتُبْهُ فِی الصِّدِّیقِینَ عِنْدِی إِذَا عَمِلَ بِرِضَائِی وَ أَطَاعَ أَمْرِی؛3 در [ضمن] آنچه خدای عزوجل به موسی‌بن‌عمران علیه‌السلام وحی کرد این بود که ای موسی‌بن‌عمران! مخلوقی را دوست‌داشتنی‌تر در نزد خودم از بنده مؤمنم خلق نکردم. [این جمله مقدمه و براعت استهلال است برای بیان این نکته که تقدیرات الهی برای مؤمن همه از سر دوستی و خیرخواهی اوست.] پس به راستی که تنها او را به آنچه براى او خیر است مبتلا می‌کنم و به آنچه برایش خیر است عافیت بخشم و آنچه شر اوست از او بگردانم، به سوی آنچه خیر او است، و من به آنچه بنده‏ام را اصلاح كند داناترم. پس باید بر بلای من صبر كند و نعمتهایم را شكر نماید و به قضای من راضى باشد تا او را در زمره صدیقین نزد خود بنویسم، زمانى كه براى من عمل كند و امرم را اطاعت نماید

خیر یا شر بودن امری وابسته به نتیجه‌ای است که از آن عاید انسان می‌شود، نه خوشایند یا ناخوشایند بودن آن. خیر حقیقی آن است که عاقبتش خیر و خوب باشد و شر حقیقی آن است که نتیجه‌اش بد باشد. اگر امری لذت‌بخش باشد، اما به دنبال آن سال‌ها بیماری و گرفتاری عاید انسان شود نمی‌توان آن را خیر شمرد. اما خوردن دارویی تلخ که سلامتی را برای انسان به ارمغان می‌آورد، گرچه برای چند لحظه انسان را ناراحت می‌کند، برای انسان خیر است. بر اساس این روایت اگر انسان سه ویژگی را در خود ایجاد کند، یعنی در مقابل بلاها صابر، و در برابر نعمت‌های الهی شاکر و به همه مقدرات الهی راضی باشد، خداوند او را در زمره صدیقین قرار می‌دهد. «صدّیق» مقامی است که خدای متعال بعضی از انبیا را با آن توصیف كرده و فرموده است: «كانَ صِدِّیقاً نَبِیًّا»4. مؤمن کسی است که پذیرفته است که باید از خدا اطاعت کند. اما ممکن است در عمل لغزش‌هایی داشته باشد. اما صدیق کسی است که همواره اعمال و رفتارش راست و مطابق با لوازم ایمانش باشد.


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
BHW دوشنبه 21 فروردین 1396 07:44 ب.ظ
Hi, Neat post. There's a problem along with your site in web explorer,
may test this? IE still is the marketplace leader and a huge part of
people will pass over your excellent writing due to this problem.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.