تبلیغات
خداجویان - این مستمندها، فقیرها، عیال خدا هستند...(۱)
موضوعات
لینک دوستان
آخرین مطالب
دیگر موارد
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :



:: کرسی‌های آزادفکری:: سایت مرجع جامع کرسی‌های آزادفکری

دانلود کنید

کتابخانه جامع دانستنیهای یک شیعه

حجم 44.26  MB



پایگاه دانشجویان انقلابی
کد لوگو برای قرار دادن در وبلاگ ها
پایگاه دانشجویان انقلابی
این مستمندها، فقیرها، عیال خدا هستند...(۱)
نویسنده : شاهین شکوهی
یکشنبه 8 بهمن 1391

 این مستمندها، فقیرها، عیال خدا هستند


معتادند ، هپاتیت دارند ، ایدز دارند ...! شاید ؟! شاید هم بیشتری که ما ندانیم ، اما این صورت مسئله را نه حل میکند نه میگذاریم تا پاک کند ، نمیتوانید و حق ندارید به مقتول نگاه کنید و با توجه به ارزش مقتول ، بگویید که قتل گناه بزرگی هست یا نه جرم است یا نه ؟! قتل ، قتل است و کم کاری شما ، کم کاری ! باید به درد مستضعفین برسید باید کارتن خوابها را رسیدگی کنید .

وقتی که درد مستضعفین رسید استخوانمان و دیگر نتوانستیم بی عار بنشینیم ، به زیارت و بازدید وضعیت کاتن خوابها و خیابان گرد ها رفتیم گزارشی که در یکی از سایت های خبری آورده شده بود را مجددا در زیر می آوریم :

_____________________________________________________________________________ 

با توجه به شروع فصل سرما تصمیم گرفتیم با سر زدن به مناطق محروم شیراز از نزدیک مشکلات مردم این مناطق را لمس کنیم و بشنویم تا بتوانیم بخشی از آن ها را به گوش مسئولینی که شاید وقت بازدید از این محله ها را نداشته باشند برسانیم.

 

در این بازدید شبانه ی 4 ساعته دانشجویان در ابتدا به محله ی دست خضر رفتیم. جای امیدواری داشت که محله ی مورد نظر پس از گزارشی که در یکی از وبلاگ ها منتشر شده بود و در برخی از سایت ها  هم بازنشر، مورد توجه قرار گرفته و مقداری از حجم مشکلاتش کاسته شده بود، مثلا برخی خیابان هایش که قبلا همچون جگر پاره پاره ی زلیخا بودند مجددا آسفالت شده بود. در عین حال هنوز جای کار داشت.

 

اما متاسفانه چیزی که اردوی محله گردی ما را با پایان تلخی مواجه کرد حضور در محله ی سنگ سیاه در ساعات پایانی شب و ملاقات با جامعه ی چند صد نفری کارتن خوابها بود !

 

در عین ناباوری ما در سومین حرم اهل بیت مسلمانانی به گناه اعتیاد و نداری از جامعه طرد شده بودند و با گرسنگی و سرما در کوچه پس کوچه های شهر پنجه در پنجه انداخته بودند.

مصاحبت ما با این جامعه که خالی از ترس و دلهره هم نبود بیشتر بهت ما را وقتی بر انگیخت که متوجه وجود زنان کارتن خواب نیز در میان آنان شدیم.

 

اکنون فاجعه ی انسانی را که عادت داشتیم پیش تر ها در تلوزیون و سالن های سینما ببینیم را داشتیم با پوست و گوشت خودمان احساسش میکردیم آن هم، نه در فلان ایلات آمریکایی یا فلان شهر اروپایی یا کشور فقیرآفریقایی بلکه در فاصله ی کمتر از یک کیلومتری حرم مطهر شاهچراغ (ع) !

سردی هوا و بارنی که کم جان تر شده بود ، همچون تازیانه ای به تمام افکار و روحیه مان میبارید و میتازید.

 

با یک آمارسر انگشتی و پرس و جو از همان کارتن خوابهای محترم متوجه شدیم که حدود ششصد نفر مرد و زن در این محله کارتن خواب هستند.

انسانها و مسلمانانی در بی توجهی ما و احتمالا بی خبری مسئولین فجیع ترین نوع زندگی انسانی را مزه مزه میکنند.

 

فقر،  اعتیاد، بیماری ، گرسنگی ، سردی هوا و بارانی که بی رحمانه امان میبرید به همراه نا امیدی و افسردگی مضمن راهی بدون بازگشت را در مقابلشان باز کرده که مُهر نامسلمانی میزند به ما و تمام آنانی که سکوت کرده اند در مقابل این بی حرمتی به کرامت انسانی در جامعه ی اسلامی.

 

مبادله و استفاده ی مواد مخدر که در مقابل چشمان کنجکاو ما انجام میشد از دیگر معضلات موجود در این محله بود.

 

هرچه بیشتر پیش میرفتیم عمق فاجعه را بیشتر احساس میکردیم انگار این مسیر پایانی نداشت، نیمه شب بود که بالاخره یک جا متوقف شدیم و سفر درد آورمان را نیمه کاره رها کردیم و در سکوتی تلخ به سمت اتوبوس همراهمان که توانایی عبور از این کوچه های تنگ و باریک را نداشت و در خیابان اصلی جامانده بود بازگشتیم.

 

اما سخنی با مسئولین 

آیا مسئولین شهری و استانی شیراز و فارس از وجود چنین پدیده ای مطلع هستند و سکوت کرده اند یا عذر بدتر از گناه بی خبری را بهانه ی کمکاریشان خواهند کرد؟ و یا طرحهای نا کار آمد و محدود و بی کیفیتی که هرگز جوابگوی این حجم از کارتن خوابها را نخواهد بود دست مایه ای برای توجیح سکوت خود قرار خواهند داد ؟

 

امام خمینی (ره) میفرمایند : این مستمندها، فقیرها، عیال خدا هستند، اداره باید این‌ها بشوند. فقرا را خدای تبارک و تعالی امر کرده است که اداره‌شان باید بکنیم. یک دسته غنی بنشینند کنار، و اینها بیچاره‌ها به فقر بگذرانند .

ما هم توقعی از مسئولین جز همین جملات گهربار امام انقلابمان را نداریم و درکاری که همت و وحدت ضروری تمام نهادهای استانی را میطلبد هیچ گونه اغماض و کوتاهی را نخواهیم پذیرفت.

 

 

پس از حضور به همراه تشکل ها و فعالین دانشجویی در میان جمع فراموش شدگان جامعه ، خیابان گرد ها  و وقتی که دیگر تابمان تمام شد ، عده ایمان به سراغ شهرداری رفتند ، یک روز روابط عمومی و روز بعد به ساختمان مرکزی و از رییس دفتر آقای شهردار ، سراغ جناب شهردار را گرفتند ، فرمودند جلسه هستند ، اگر کاری ارید به ما بگویید و گفتند ، مفصل هم گفتند ، آنقدر مفصل که وقتی آقای ریس دفتر فرمودند به من ربطی ندارد کفرشان در آمد . ریس دفتر نشانی معاونت اجرایی را دادند ،حضرت آقا هم تشریف نداشتند . و باز هم رییس دفر ایشان  و معاون معاون و کارشناس ،

_ آقایان شما را به خدا به داد این بی چاره ها برسید دارند از سرما یخ میزنند ...

جواب این بود : تا وقتی که ما بقی ادارات پای کار نیایند ما نیز نمی آییم ، اصلا خلا قانونی وجود دارد !

وقت اداری تمام شد .

به همراه سایر تشکل های دانشجویی دردمند جلسه گرفتیم . چه کنیم ؟

_ این قضیه آنقدر قضیه ی جالبی نیست که اگر بتوان آن را در پشت درهای بسته حل کرد در بوق و کرنا شود . نامه ی رسمی میزنیم به مسئولین مرتبط ان شالله که طعم صندلی چرم ریاست آنقدر مزه مزه اشان نشده باشد که مسئولیتشان را فراموش کرده باشند .

نامه را زدیم .

 

ادامه در پست بعدی...

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
koriblecha.hatenablog.com چهارشنبه 18 مرداد 1396 09:08 ب.ظ
An intriguing discussion is definitely worth comment.
I do believe that you need to write more on this subject matter, it may not
be a taboo matter but typically people do not talk about these topics.
To the next! Many thanks!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.